مَنــــ ِ جــــدیــــــدِ قدیمــــــــــــــــــی ...
بیست و یک ساله بودم که نوشتن نامه برای تو را در این وبلاگ دنج کوچک شروع کردم ؛ دختری با آروزهای گل گلی صورتی و رویاهای بی انتهای خال خالی اش ... حالا ببین بیست و هفت ساله ام ، همسر تو و مادر پسر کوچکمان ... امروز بعد یک سال ، به آذر ماه هزار و سیصد و نود و یک بازگشتم ... به گذشته ؛ چه شاعرانه از ته دل ساده ام برایت نوشتم ... چه بی پروا و سرکش بودم ... آخ از زمان که حجم عظیمی از خاطرات را در گوشه ای از قلبم دفن کرده ... دلم برای خود بیست و یک ساله ام با آن خنده های سرخوشانه ... برای دختری که بی دلیل عاشق بود عجیــــب تنگ شده ... حالا تو هستی ، من هستم و عشق شکل دیگری به خود گرفته ...
پ.ن : برای زنده بودن ، برای جنگیدن می نویسم .
برچسب:
نویسنده: کارن کریمیان