یکـــــ کــآر نیمه وقتـــــ مــَعمــولی
دروغ چرا ؛ همیشه دلم می خواست یک کار پر درآمد داشته باشم و پول از سر و کولم بریزد . یک کار که وقتی به کسی می گویم به به و چه چه کنند و غبطه بخورند . کمی که گذشت و اوضاع قاراشمیش مملکت را که دیدم ، مثل دیگر فوق لیسانس های مایوس صفحه ی استخدامی را ورق زدم و ورق زدم ؛ ولی هیچ سرانجامی نداشت . برای کار داشتن یا باید سرمایه کلان داشته باشی یا راه پدر سرمایه دارت را ادامه دهی . از حق نگذریم این وسط کسانی هستند که نون زور بازوی خودشان را میخورند و از صفر به صد رسیده اند . اما خب مگر چند نفر ؟ ما در این حدوسط جامعه قرار گرفتیم . معمولی هایی که به معمولی شدن خود قانعند هرچند برای رسیدن به بالاترها دست و پا می زنند . اما انگار همه در یک دور باطل گرفتار شدیم و هی برمی گردیم سر جای اولمان ؛ مخصوصا اگر دختر باشی . اما خب "امید" چیزی ست که ما را در میان این همه بی رحمی روزگار سرپا نگه می دارد . خلاصه بین این همه بلبشو یک کار نیمه وقت معمولی اما دوست داشتنی نصیب من شد . هرچند حقوقش خیلی کم است ، اما همین بودنش و داشتنش حال دل این روزهایم را بهتر کرده است . خدایا به همه ی کسانی که دلشان یک کار میخواهد ، یک کار نیمه وقت معمولی اما با حقوق خیلی زیادتر از من بده ؛ آآآآآمین :)
برچسب:
نویسنده: کارن کریمیان